قانون تعاريف و ضوابط تقسيمات كشوري
مصوب مجلس شوراي اسلامي - 15/4/1362
ماده 2:
روستا واحد مبدأ تقسيمات كشوري است كه از لحاظ محيطزيستي (وضع طبيعي، اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي) همگن بوده كه باحوزه و قلمرو معين ثبتي يا عرفي مستقل كه حداقل تعداد 20 خانوار يا صدنفر اعم از متمركز يا پراكنده در آنجا سكونت داشته باشند و اكثريت ساكناندايمي آن به طور مستقيم يا غير مستقيم به يكي از فعاليتهاي كشاورزي،دامداري، باغداري به طور اعم و صنايع روستايي و صيد و يا تركيبي از اينفعاليتها اشتغال داشته باشند و در عرف به عنوان ده، آبادي، دهكده يا قريهناميده ميشده است.تبصره 1- مزرعه نقطه جغرافيايي و محلي است كشاورزي كه بنا بهتعريف، روستا نبوده و به دو شكل مستقل و تابع شناخته ميشود.
تبصره 2- مكان به نقطهاي اطلاِ ميشود كه بنا به تعريف روستانبوده و بيشتر محل انجام فعاليتهاي غير كشاورزي (كارخانه، ايستگاه،كارگاه، قهوهخانه و نظاير آنها) است كه به دو شكل مستقل و تابع شناختهميشود.
تبصره 3- مزرعه و مكان تابع در محدوده ثبتي يا عرفي روستايمتبوع خود و به طور كلي از لحاظ نظام تقسيمات كشوري جزو آن محسوبميشود.
تبصره 4- مزرعه و مكان مستقل داراي محدودة ثبتي يا عرفي معين ومستقل بوده و از لحاظ نظامات اداري زير پوشش واحد تقسيماتي مربوطهحسب مورد ميباشد.
ماده 3:
دهستان كوچكترين واحد تقسيمات كشوري است كه دارايمحدوده جغرافيايي معين بوده و از به هم پيوستن چند روستا، مكان ومزرعه همجوار تشكيل ميشود كه از لحاظ محيط طبيعي، فرهنگي،اقتصادي و اجتماعي همگن بوده و امكان خدماترساني و برنامهريزي درسيستم و شبكه واحدي را فراهم مينمايد.تبصره 1- حداقل جمعيت دهستان با در نظر گرفتن وضع پراكندگي واقليمي كشور به سه درجه تراكمي به شرح زير تقسيم ميشود:
الف) تراكم زياد 8000 نفر
ب) تراكم متوسط 6000 نفر
ج) تراكم كم 4000 نفر
تبصره 2- دهستانهاي موجود كه از نظر وسعت، جمعيت و دسترسيداراي تراكم مطلوب بوده در قالب موجود باقي و آن تعداد از دهستانهايي كهاز اين لحاظ نامتناسب ميباشند از طريق تقسيم و يا ادغام تعديل و بهدهستانهاي جديد تبديل خواهند شد.
تبصره 3- مركز دهستان منحصراً روستايي از همان دهستان است كهمناسبترين مركز خدمات روستايي آن محدوده شناخته ميشود.
ماده 6:
بخش، واحدي است از تقسيمات كشوري كه داراي محدودهجغرافيايي معين بوده و از به هم پيوستن چند دهستان همجوار مشتمل برچندين مزرعه، مكان، روستا و احياناً شهر كه در آن عوامل طبيعي و اوضاعاجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و سياسي واحد همگني را به وجود ميآورد بهنحوي كه با در نظر گرفتن تناسب، وسعت، جمعيت، ارتباطات و دسترسي وساير موقعيتها، نيل به اهداف و برنامهريزيهاي دولت در جهت احيايامكانات طبيعي و استعدادهاي اجتماعي و توسعه امور رفاهي و اقتصادي آنتسهيل گردد.تبصره 1- حداقل جمعيت محدوده هر بخش بدون احتساب نقاطجمعيت شهري با در نظر گرفتن وضع پراكندگي و اقليمي كشور به دو درجهتراكمي به شرح زير تقسيم شده است:
الف) مناطق با تراكم زياد سي هزار نفر.
ب) مناطق با تراكم متوسط 20 هزار نفر.
تبصره 2- در نقاط كم تراكم، دورافتاده، مرزي، جزايري، جنگلي وكويري با توجه به كليه شرايط اقليمي، سياسي، اقتصادي و اجتماعي تاحداقل دوازده هزار نفر جمعيت با تصويب هيات وزرا و در موارد استثنايي باتصويب مجلس، جمعيت بخش ميتواند كمتر از ميزان تعيين شده درتبصره 1 باشد.
تبصره 3- مركز بخش، روستا يا شهري، از همان بخش است كهمناسبترين كانون طبيعي، فرهنگي، اقتصادي و سياسي آن محدودهشناخته ميشود.
ماده 13:
هر گونه انتزاع، الحاِ، تبديل، ايجاد، ادغام و نيز تعيين وتغيير مركزيت و تغيير نام و نامگذاري واحدهاي تقسيمات كشوري، به جزاستان بنا به پيشنهاد وزارت كشور و تصويب هيات وزيران خواهد بود.